پارمینپارمین، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

پارمین تکه ای از بلور

این روزامون و کلی عکس

1392/3/1 16:34
نویسنده : مامان نازنین
313 بازدید
اشتراک گذاری

شیطونکم

دختر نازم خیلی دوست دارم همه کارای جدیدترو برات اینجا بنویسم ولی اونقدر شیطون شدی که وقتشو پبدا نمیکنم . (البته به محض اینکه کار جدیدی میکنی زودی تو سالنامت مینویسم )

16 اردیبهشت : یاد گرفتی میگی نننننننی نی . عروسکترو میارم جلوت میذارم و مگیم نی نی رو لالا کن خودتو تکون تکون میدی و میگی نننننی نی .ای قربونه اون تکون خوردنای بامزت بشم من اولین بارم این کارو خونه دایی کردی .

18 اردیبهشت : خونه مامان جون اینا بودیم کلی با جوجو بازی کردی و در آخرم اونقدر بهت گفتم جو جو تو هم لباتو غنچه کردی و گفتی جوجو .

25 اردیبهشت : تولد بابا رضا بود و ی کیک خوشمزه درست کردم و روشو با دنت و اسمارتیز جینگیلی کردم و کیک رو بردیم خونه مامان جون اینا و تا آخر شب دور هم بودیم .

31 اردیبهشت : وای قربون اون دستای کوچولوت برم که یاد گرفتی موهای مامانو شونه میکنی . وقتی میخوام موهای نازتو شونه کنم اول مثلا به موهای خودم میزنم  که از شونه زدن بدت نیاد و بعد موهاتو شونه میکنم حالا یاد گرفتی و تو هم موهای منو شونه میزنی البته تو چشم و ابروم میزنی بیشتر . بابا رضا هم تا این کارتو دید زودی اومد و بهت گفت پارمین موهای بابارم شونه کن تو هم 2 تا زدی با شونه تو چشماش .

تقریبا هر روز میبریمت بیرون اگه بابا رضا هم نتونه میذارمت تو کالسکه و میبرمت پارک شهرک و از دور پارک رو که میبینی ذوق میکنی و بیشتر از اون برای بچه هایی که دارن بازی میکنن ذوق میکنی و براشون جیغ میکشی

اخرای شیر خوردنتم مامانو گاز گاز میکنی و وقتی بهت میگم آآآآای گاز نگیر تو هم بلند بلند بم میگی دددددد .

کار بامزه دیگه ای که یاد گرفتی اینه که پشت دستت رو میذاری جلو دهت و بر میداری و میگی آ  آ  آ  آ آ و بعدشم غش غش میخندی. وقتی هم که انگشتمو میزنم به لبات صدای مثل بیم بیم بیم بیم  در میاری میپری از ذوقت تو بقلم .

از غذا خوردنتم نگم که خیلی ناز داری و از کت و کول منو میندازی تا غذات تموم بشه .

ولی بعد از تموم شدن غذات تا میگم افففففرین خودت تند تند شروع میکنی دست زدن.

نانای کردنتم که با شنیدن کوچک ترین اهنگ به راهه .

اول از همه ی عکس از مرواریدات بذارم که بالاخره موفق شدم ازشون عکس بگیرم

خیلی وقت بود چشمات این فیلارو گرفته بود تا بالاخره ...

(البته این عکسا مال ی10 روز پیشه الان ی پاتم میبری بالا و میزاری رو میز )

ی روز حدود نیم ساعت نشستی اینجا و با جورابات بازی کردی که این کار ازت بعید بود که بشینی ی جا

یک روزم رفتیم خونه خاله مجی کلی با دنیز جیگر طلا بازی کردی

پارمین بعد از لواشک خوردن

اینم دو تا از صعودهات

 

یاد گرفتی وقتی توپت میره زیر مبل اینجوری نگاهش میکنی

اینم شیطونی تو اتاق خودت

 

دیروزم زدی گلدون جیسینگ 30 ساله بابا رضارو شکوندی (تقصیر خود بابا رضا بود سپردمت بهش و رفتم تو آشپزخونه و اینم نتیجش که وقتی بابا نی نی نگه میداره :)

پارمین لالا

جمعه 20 اردیبهشت رفتیم پارک چیتگر و فقط 1 ساعت اول همکاری کردی و بعدش بی قراری و گریهههههههه خوابت میومد و دلت میخواست فضولی کنی و نخوابی

گل

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

سمیرامامان پرنیان
1 خرداد 92 16:50
اوه نازنین جونم پس کارت حسابی در اومده چون که....پرنیانم همینجوری هست حسابی مواظبش باش
الناز مامان آرمیتا
1 خرداد 92 17:36
ای جونم دختر شیرین و شیطون قربون اون اداهات برم من
مامی آنیتا(نازگل)
1 خرداد 92 17:41
عزیز دلممممم چه دخمل زرنگی ای خدااااااااا این ناناز خانوم چقدر بامزه توپشو نگاه میکنه
سولماز
1 خرداد 92 17:48
چه خانومی شدی واسه خودت ناناز خانوم
الی مامی آندیا
2 خرداد 92 0:43
قربون دخمل خوشگل و شیطوووووون
رها
2 خرداد 92 0:50
ماشالااااااااااچه بلاشده این پارمی خانوم خیلی کارهای بامزه ای انجام میده دوست دارم بگیرم گازززززززگازش کنم
سپید(مامان یونا)
2 خرداد 92 10:51
پارمین جونم ماشالله چه کارایی بلت شدیا خالهآفرین دخملم تا میتونی مامانیو گاز گاز کن
مامان کیان کوچولو
5 خرداد 92 1:32
ای جونم خاله چقدر کارر یاد گرفتی چه عکسای خوشملی . دلن ضف رفت آخه ..
مامان مریم
6 خرداد 92 17:19
لواشک خوردنتو عشقه جیگرم...بووووووس